سایا و ساناسایا و سانا، تا این لحظه: 16 سال و 9 ماه و 12 روز سن داره

www. sayana.niniweblog.com

گذر روزها

سلام به قند عسلهای ما امروز میخوام براتون بنویسم و از این روزهایی که با هم گذروندیم بگم بزارید برم به قبل تر زمانی که من مجرد بودم و هر وقت میدیدم کسی دوقلو داره با خودم میگفتم اگه خدا به من دوقلو بده یعنی لطفش رو در حق من تموم کرده و بعد از ازدواجم با سعید هم حتی فکرش رو هم نمیکردم که این ارزوی من براورده بشه مرسی خدا جون واسه این لطفت بزرگت این مدت هم با همه سخت و اسونهاش گذشت و الان شماها بزرگ شدید و من خوشحالم که تونستیم با هم کنار بیاییم و قلق هم و به دست بیاریم میخوام از روزهایی که خیلی کوچولو بودید بگم زمانی که تازه به دنیا اومده بودید خیلی شرایط سخت بود چون من که هیچ تجربه ای نداشتم و...
30 مهر 1390

جیگر طلاهای مامان

خب قند عسلاهای من امیدوارم که شماها هم وقتی بزرگ شدید و وبلاگتون رو دیدید از سلیقه مامانی خوشتون بیاد و راضی باشید   الان که من شروع کردم به درست کردن وبلاگ شماها ١ سال و ٩ ماه و ٢ روزه هستید و این کار منو برد تو روزهایی که  خیلی کوچولو بودید و ناتوان و الان هزار ماشالا خانومی شدید واسه خودتون الهی مامان فدای شما بره کلی کیف میکنم  وقتی میبینمتون هرچند که هنوزم شیطنتهای خاص خودتون رو دارید با هم دیگه حسابی بازی میکنید و من فکر میکنم که همه سختی ها به این که همبازی دارید می ارزید اینم بگم که با هم دعواتونم میشه و انقدر با نمک عصبانی میشید که من و بابا نمیتونیم کاری بکنیم جز خندیدن (برای دیدن عکس ها بر...
27 مهر 1390
1